محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3227
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شهادت با حسين داده بود ، خدايا اكنون كه ما را از شهادت با وى محروم داشتى از شهادت پس از او محروم مدار . » عبد الله بن وال گفت : « چنين دانم كه به روز رستاخيز حسين و پدرش و برادرش به نزد خدا از همه امت محمد بهتر است . از بليهء اين امت عجب مداريد كه دو تن از آنها را كشتند و نزديك بود آن يكى را نيز بكشتند . » گويد : مسيب بن نجبه گفت : « من از قاتلانشان و هر كه هم عقيدهء قاتلان باشد بيزارم با آنها دشمنى مىكنم و مىجنگم . » گويد : همه سران نيكو سخن كردند ، مثنى بن مجزيه يكى از سران و بزرگان قوم بود و از اينكه نشنيدم او نيز مانند ديگران سخن كند آزرده شدم . گويد : به خدا چيزى نگذشت كه او نيز سخنانى گفت كه كمتر از سخن ديگران نبود ، گفت : « خدا اين كسان را كه ياد كرديد به سبب انتساب پيمبرشان از ديگر كسان برترى داد ، كسانى آنها را كشتهاند كه ما از آنها بيزاريم و با آنها دشمن ، از ديار و كس و مال خويش به منظور نابود كردن قاتلانشان جدا شدهايم ، به خدا اگر جنگ با آنها به غروبگاه خورشيد باشد يا انتهاى زمين سزاوار است بجوييم تا بدان برسيم كه اين غنيمت است و شهادتى كه ثواب بهشت دارد . » گويد : به دو گفتم : « راست گفتى و صواب آوردى و توفيق يافتى . » گويد : آنگاه سليمان بن صرد از محل قبر حسين حركت كرد ما نيز با وى حركت كرديم و راه حصاصه گرفتيم پس از آن از انبار ، سپس از صدود ، آنگاه از قياره گذشتيم . حارث بن حصيره گويد : سليمان ، كريب بن يزيد حميرى را بر مقدمهء خويش گماشت . سرى بن كعب گويد : با يكى از مردان طايفه به مشايعت برون شديم و چون به قبر حسين رسيديم و ياران سليمان بن صرد از قبر جدا شدند و به راه افتادند ، عبد الله بن